سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

54

تاريخ ايران ( فارسى )

آنها محول شده بود زنده برگشته‌اند ملول شده گريه مىكردند . محمود 485 هجرى ( 1092 ) بركيارق 487 هجرى ( 1094 ) ملكشاه دوم 498 هجرى ( 1104 ) محمد 498 - 511 هجرى ( 1117 ) - 1104 ) فوت ملكشاه باب رقابت و جنگهاى داخلى را از همه طرف مفتوح ساخت . وى چهار پسر داشت كه عاقبت همهء آنها سلطنت كردند و آخرين آنها سنجر مىباشد كه از همه بالاتر و معروف تر بود . تركان خواتون با محمود پسر چهارساله‌اش در موقع بيمارى شوهرش در بغداد بوده است . او بيدرنگ بخليفه مقتدى فشار آورد كه با فرزندش همراهى كرده تاج و تختش را تأمين نمايد و در تعقيب اين امر خود بجاى پسرش زمام امور را بدست گرفته مأمور عالىرتبه‌اى چاپارى به اصفهان فرستاد كه بر كيارق پسر بزرگ ملكشاه را كه از زن ديگر زبيده نام بود دستگير نمايد ، ولى فرزندان نظام الملك در اين باب پيشدستى كرده و قبل از اين بركيارق را كه دوازده ساله بود حركت داده به رى بردند و در همانجا او را بر تخت نشانيدند . تركان خواتون پشت سر مأمورى كه فرستاده بود حركت كرد و اصفهان را اشغال نمود ؛ اما چيزى نگذشت كه مورد حملهء حاميان بركيارق واقع شد ، هرچند با پرداخت مبلغى پول قضيه به مسالمت انجاميد و دشمن از قصدش منصرف گرديد . كمى بعد از اين قضيه تركان خواتون ملك اسمعيل برادر زبيده را بوعدهء ازدواج تحريك كرد كه به رقيب پسرش حمله ببرد ، ليكن نامبرده شكست خورد و بركيارق دو سال بعد از فوت ملك شاه در بغداد رسما معرفى گرديد ، اما آن خاتمه به شدايد و محن نداد ، چه توتوش عم پدرى و بانى سلسلهء شامات علم طغيان برافراشته و بالاخره اين پادشاه جوان را دستگير كرده با خود باصفهان برد و زندانى كرد و تصميم گرفته شد كه كورش كنند ليكن برادر صلبى وى محمود به مرض آبله ناگهان درگذشت ، بركيارق در نتيجه دوباره بر تخت نشست و در واقع يك قسمت اين موفقيت بواسطهء ناپديد شدن تركان خواتون از اين صحنه بوده است كه كمى قبل از اين بقتل رسيده بود . بركيارق در مكتب فلاكت و ادبار درس‌هائى كه آموخته بود مينمايد كه از آن